رفتن به محتوای اصلی
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

اینستاگرام، دنیایی پر رمز و راز، نبردی نامتقارن

اینستاگرام، دنیایی پر رمز و راز، نبردی نامتقارن

دنیای رنگارنگ اینستاگرام، در سال ۲۰۱۰، با هدف اشتراک‌گذاری زندگی کاربران به‌وسیله عکس و فیلم‌های کوتاه، آغاز به کار کرد. در حقیقت، نام این شبکه اجتماعی نیز بر همین اساس، انتخاب شده است. واژه اینستاگرام ترکیبی از دو واژهInstant Camera و Telegram به معنی پیام‌رسانی فوری از طریق عکس و دوربین است. این سرویس به‌سرعت محبوبیت کسب کرد و به بیش از ۱۰۰ میلیون کاربر تا آوریل ۲۰۱۲ و ۳۰۰ میلیون کاربر تا دسامبر ۲۰۱۴ رسید.

در مدت‌زمان بسیار کوتاهی این برنامه توانست سودآوری به ارزش ۵۰۰ میلیون دلار آمریکا برای سرمایه‌گذاران داشته باشد. با رشد سریع و فراگیر این رسانه اجتماعی سرمایه‌گذاران بیشتری تمایل به سرمایه‌گذاری پیدا کردند. در تاریخ ششم ماه سپتامبر سال ۲۰۱۲، شرکت فیس‌بوک، برنامه اینستاگرام را به ارزش یک میلیارد دلار آمریکا (به‌صورت نقد و سهام) خریداری نمود.

از زمان انتشار اینستاگرام تاکنون، این برنامه دو تغییر و به‌روزرسانی عمده و مهم داشته است که اولین تغییر، در ماه مارس سال ۲۰۱۴، به‌منظور کاهش اندازه نسخه اندروید برنامه اینستاگرام به نصف و همچنین افزایش و بهبود کارایی و تقویت رابط کاربری انجام گرفت. دیگر تغییر مهم این برنامه در سال ۲۰۱۷ اضافه شدن «استوری» می‌باشد که یک قابلیت کاربردی در این نرم‌افزار محسوب می‌شود. به‌روزرسانی دوم در ماه آوریل سال ۲۰۱۷ انجام شد. این تغییر شامل افزودن حالت آفلاین و اعمال تغییرات در این حالت بود. 

فیلتر شدن تلگرام، عاملی برای رشد کاربران این شبکه اجتماعی، در ایران بود. با فیلتر شدن تلگرام، حجم کثیری از کاربران این شبکه اجتماعی، به سمت اینستاگرام سرازیر شدند. البته اینستاگرام، به دلیل تفاوت جنس فعالیت و محتوای متفاوتی که منتشر می‌کند، همواره مخاطبان خاص خود را داشته است. بر اساس آخرین آمار، شبکه اینستاگرام، موفق شده است مخاطبانی در حدود ۱ میلیارد نفر در سراسر جهان را به خود اختصاص دهد.

امروزه، اینستاگرام به شبکه‌ای برای تبادل لحظه‌به‌لحظه زندگی یک کاربر تبدیل شده است و متأسفانه، رشد افسارگسیخته و بی‌برنامه این شبکه اجتماعی در بین کاربران ایرانی، آفات و مضرات فراوانی را نیز، به همراه داشته است. یکی از واژگانی که در سال‌های گذشته، با رونق یافتن اینستاگرام، رواج بالایی در بین کاربران پیدا کرد، واژه سلبریتی بود.

 سلبریتی به شخصیت‌ها و افرادی گفته می‌شود که طرفداران زیادی در لایه‌های مختلف اجتماع دارند و به دلیل محبوبیتشان در بین مردم، به الگوهای تأثیرگذاری تبدیل می‌شوند. متأسفانه، این افراد در کشور ما، لزوماً انسان‌های نخبه نیستند و در اغلب موارد، صرفاً با توجه به ملاک‌های سطحی انتخاب می‌شوند.

 همین مسئله سبب شده است در موارد بسیاری، بخشی از اجتماع، بدون در نظر گرفتن مصالح عقلی، صرفاً با در نظر گرفتن احساسات، به پیروی از این گروه مشغول شوند که در مواردی، هزینه‌های گزافی نیز به اجتماع، تحمیل خواهد شد.

اینستاگرام، درآمدزایی در کانال‌هایی جدید و نامتعارف

کسب‌وکارهای اینستاگرامی، نوع جدیدی از کسب درآمد در فضای سایبری محسوب می‌شوند. این مدل از فعالیت‌های اینترنتی، هم دارای فرصت می‌باشند و هم می‌تواند چالش آفرین باشند. به‌عبارت‌دیگر، درآمدزایی در بستر این شبکه اجتماعی، علاوه بر فروش مستقیم یک نوع کالا، از راه تبلیغات توسط چهره‌های سرشناس و در وهله بعدی، فروش حساب‌های کاربری با تعداد بالای فالوور (دنبال کننده) محقق خواهد شد.

 ارقام مالی جا به جا شده در این شبکه نیز قابل‌توجه است و بعضاً، رقم‌های تبادل شده، از مرز چند ده میلیون نیز عبور می‌کند. این مسئله سبب شده است تا بخشی از انرژی بازاریابی در کشور، به سمت این موضوع سر ریز شده و سطح توقع درآمد در لایه‌های مختلف مردم، به طرز کاذبی افزایش پیدا کند.

استفاده از بستر اینستاگرام یا شبکه‌های مشابه، برای گسترش فضای کسب‌وکار، امری اجتناب‌ناپذیر و لازم‌الاجرا در دنیای امروز است. به‌عبارت‌دیگر، در صورت به‌کارگیری نکردن این شیوه‌ها و روش‌های نوین، نه‌تنها صنایع و مشاغل داخلی از بازارهای بین‌المللی، عقب خواهند ماند، بلکه حتی ماندگاری در داخل کشور نیز با ابهام و تردید مواجه خواهد شد.

نکته قابل‌تأمل در این زمینه، لزوم تعیین چارچوب و الگویی مشخص برای افراد و کسانی است که قصد دارند در این فضا اقدام به فعالیت کنند یا از این بستر، برای گسترش کسب‌وکار خود بهره ببرند. متأسفانه نبود نظارت در بستر این پیام‌رسان، سبب شده است تا بستر مناسبی، در اختیار گروه‌های مجرم، نظیر فروشندگان مواد مخدر، مشروبات الکلی، سلاح‌های سرد یا گرم و موارد غیراخلاقی قرار بگیرد.

نکته تأسف‌برانگیزتر، آن است که بسیاری از این مجرمان، در ازای انجام دادن جرائم، مورد هیچ بازخواست و عتابی قرار نمی‌گیرند و برخوردهای مقطعی، سبب خواهد شد تا حتی مشاغل بدون مشکل نیز، در ادامه فعالیت خود، با دشواری و اختلال مواجه شوند.

از سویی دیگر، نبود قانون مشخص و چارچوب برنامه‌ریزی برای موضوع تبلیغات و کسب درآمد در بستر این شبکه اجتماعی، سبب شده است تا شخصیت‌های تأثیرگذار فعال در این بستر هم حدومرزی برای فعالیت‌های تبلیغاتی خود نشناسند و دست به هرگونه فعالیتی بزنند.

تهیه بستری برای فروش انواع و اقسام کالاهای قاچاق و غیراستاندارد، نابودی تولید ملی و زیرساخت‌های تولید، عرضه کالاهای غیرمتعارف که در فرهنگ ایرانی-اسلامی، هیچ جایگاهی ندارند، رواج فرهنگ مصرف‌گرایی و تجمل‌گرایی، ترویج فرهنگ مارک پوشی و به رخ کشیدن دارایی‌ها، ایجاد حس ناامیدی در لایه عموم اجتماع که توانایی استفاده از کالاهای لوکس را ندارند و ده‌ها مورد دیگر، تنها بخشی از آسیب‌هایی است که رشد افسارگسیخته این شبکه اجتماعی در داخل کشور، با خود به همراه داشته است.

تجمل‌گرایی و تغییر سبک زندگی، دستاورد جدید اینستایی ها

یکی از درگیری‌های این روزهای اینستاگرام و کاربران آن‌ها، تغییر منش‌های اخلاقی و سبک زندگی به شیوه‌های نامتعارف با فرهنگ ایرانی اسلامی است. از ابزارآلات لوکس و غیرقابل‌دسترس برای بخش عظیمی از جامعه ایرانی گرفته تا نکات و موارد خلاف شرع و قانون جامعه، همه و همه در زندگی جامعه ایرانی امروزی، رسوخ کرده و چالش‌های متعددی را برای لایه‌های مختلف مردم، ایجاد کرده است.

بر اساس برخی آمارها، اینستاگرام در بین کاربران ایرانی، سهمی ۲۵ میلیونی از کاربران را به خود اختصاص داده است و این آمار، بیشتر در لایه جوانان و کودکان ایرانی، تعریف شده است. این موضوع، به‌خودی‌خود، می‌تواند تهدیدی برای نسل‌های آینده‌ای باشد که با تربیتی خارج از بنیان خانواده بزرگ خواهند شد.

به استناد مقاله منتشرشده در وب‌سایت یورونیوز، فعالان حاضر در اینستاگرام، ۶۳ درصد بیشتر از دیگران، احساس بدبختی می‌کنند. با نگاهی به فعالیت کاربران این شبکه اجتماعی، به‌راحتی می‌توان متوجه دلیل این موضوع شد. نمایش خودروهای گران‌قیمت، لباس و ساعت‌های لوکس، غذاهای گران‌قیمت و خارج از عرف و هزاران مورد دیگر، تنها بخشی از مواردی است که اخلاق را نه‌تنها در ایران، بلکه در کل جهان هدف قرار داده‌اند.

طبیعتاً زمانی که مدل جدیدی از سبک زندگی در بین کاربران کم سن و سال که به‌راحتی از اطراف خود تأثیر می‌پذیرند ترویج یابد، کاربر در مقام قیاس با این مدل از زندگی برآمده و تلاش می‌کند که خود را به آن نزدیک نماید. طبعاً نرسیدن به آن سبک از زندگی، تأثیرات فراوانی از قبیل افسردگی و درنهایت هزاران مشکل روحی و روانی بر زندگی اجتماعی و فردی افراد خواهد داشت.

متأسفانه در سال‌های اخیر، شاهد آن بوده‌ایم که طراحان ایده‌های عملیات روانی یا تغییر اذهان در داخل و خارج از کشور، بر موج ایجاد شده در بستر این رسانه سوار شده‌اند و با سوءاستفاده از این جریان، در قالب ایجاد تشکل‌های مردم‌نهاد و گروه‌های NGO، اقدام به باور سازی و تغییر اعتقادات گروه‌های مختلف اجتماعی می‌کنند، جایی که باز هم از نبود نهادهای نظارتی مناسب، رنج می‌برد.

تهدیدات امنیتی در بستر اینستاگرام

یکی دیگر از تهدیداتی که امروزه، بهره‌برداری بی‌حساب‌وکتاب از شبکه اجتماعی اینستاگرام بر دوش جامعه ایرانی تحمیل کرده تهدیدات امنیتی و انجام اقدامات هنجار شکنانه است. مشخص‌ترین نوع این تهدیدات، دعوت به انجام تجمعات خشونت‌آمیز و سازمان‌دهی اقداماتی برای بر هم زدن نظم و امنیت است.

اما این تمام ماجرا نیست. در مواردی، شاهد آن بوده‌ایم که این شبکه، به بستری برای آموزش جرم و جنایت و اقدامات مجرمانه تبدیل شده است و در سایه نبود نظارت مؤثر، مجرمان از لایه آشکار اجتماع، به بستر فضای مجازی کوچ کرده‌اند.

از سویی، تأسیس کانال‌هایی به‌منظور فروش اقلام و تجهیزات مجرمانه، نظیر مشروبات الکلی، مواد مخدر، تسلیحات سرد و گرم و غیره، ازجمله مواردی است که همه و همه، موجبات تهدیدات امنیت و روان جامعه را فراهم کرده است.

راهکار مقابله با تهدیدات اینستا چیست؟

گرچه ممکن است در نگاه اول، فیلترینگ و مسدودسازی دسترسی به شبکه اجتماعی محبوبی نظیر اینستاگرام، به‌عنوان راهکاری برای مهار آسیب‌های آن به نظر بیاید، اما در حقیقت، این موضوع، بارها در مورد شبکه‌های دیگر اجتماعی، نظیر توییتر، فیس‌بوک و تلگرام، امتحان خود را پس داده است.

 به‌عبارت‌دیگر، نمی‌توان گفت که فیلترینگ یک طرح شکست‌خورده محسوب می‌شود، اما نتوانسته به نتیجه مطلوبی که موردنظر بوده است، دست پیدا کند و صدالبته، با توجه به کارکردهای اینستاگرام، اجرا کردن چنین موضوعی در مورد این شبکه اجتماعی، تقریباً با نتیجه بسیار ناچیزی همراه خواهد بود.

از سویی، با توجه به آنکه در شبکه‌های داخلی کشور، نمونه مشابهی برای این شبکه اجتماعی یافت نمی‌شود و خواسته یا ناخواسته، بستر برخی از کسب‌وکارهای اینترنتی در کشور، بر این شبکه اجتماعی پهن‌شده است، حذف آن می‌تواند تأثیرات نامطلوب بر اقشار مختلف اجتماع بگذارد.

در وهله اول، مؤثرترین راهکار مقابله با چالش‌های ایجادشده در بستر این شبکه اجتماعی، تقویت لایه‌های مختلف نظارتی و ایجاد چارچوبی مشخص برای فعالیت‌های تبلیغاتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در حقیقت، در مرتبه اول، باید تمهیداتی اندیشیده شود تا افراد و گروه‌ها، برای انجام فعالیت‌های مختلف خود در این شبکه اجتماعی پاسخگو باشند. عدم برخورد کافی و مناسب با بسیاری از مجرمان اینستایی، به‌خودی‌خود، زمینه‌ساز ایجاد جرم‌های سنگین‌تر، در این بستر خواهد بود.

مشکل دیگر در این زمینه، کمبود اقدامات ایجابی مناسب، برای کم اثر کردن اقدامات مخرب دشمن است. قطعاً، مقابله با تهدیدات فضای اینستاگرام و بسیاری دیگر از شبکه‌های اجتماعی، تنها به‌وسیله مسدودسازی و قطع دسترسی، امکان‌پذیر نخواهد بود و ایجاد کانال جایگزین، مؤثرترین شیوه برای رسیدن به نتیجه مطلوب مقابله با چالش‌ها خواهد بود.

البته در سال‌های اخیر، اقداماتی در این زمینه صورت پذیرفته است، اما به دلیل نداشتن معیارهای عامه‌پسند بودن، نتوانسته جای خود را در بین مخاطبان باز کند و از اقبال عمومی برخوردار نشده است. نکته مشخص، تغییر سلیقه‌ها، نسبت به سال‌های گذشته است و این موضوع، ضرورت تغییر روش‌های برنامه‌سازی را به مسئولان ذی‌ربط، یادآور می‌شود.

آیا شبکه‌های بومی، توان رقابت با اینستا را دارند؟

با جستجویی در شبکه‌های اجتماعی بومی و نمونه‌های شاخص آن، به‌راحتی می‌توان دریافت که در هیچ‌کدام از آن‌ها، نمونه مشابهی با اینستاگرام وجود ندارد و همین مسئله، سبب شده است تصمیم‌گیری در مورد مسدودسازی چنین شبکه‌ای، اندکی دشوار شود.

مسئولین اداره‌کننده فضای مجازی کشور، بر این موضوع اتفاق‌نظر دارند که تلگرام، به دلیل داشتن نمونه‌های مشابه در داخل کشور، از امکان مسدودسازی برخوردار بود، اما با توجه به اینکه اینستاگرام، نمونه داخلی تاکنون نداشته است، به‌راحتی نمی‌توان حکم به فیلتر آن داد.

باید به این نکته نیز اشاره کرد که رقابت با نمونه‌های خارجی، در زمینه‌ای همانند اینستاگرام، از دشواری بیشتری نسبت به تلگرام برخوردار است. این موضوع، به دلیل وجود جذابیت‌های بسیار بالا در این شبکه اجتماعی و محدود بودن توان رقابت در نمونه‌های داخلی است.

قوانین حاکم بر فضای شبکه‌ای نظیر اینستاگرام، محدودیت‌های اخلاقی ندارد و تقریباً همه‌چیز، به غیر از پورنو گرافی مطلق و عریان، در آن آزاد به فعالیت‌اند. حتی به باور برخی کارشناسان، قوانین مربوط به انتشار صحنه‌های غیراخلاقی نیز در این شبکه اجتماعی، قابل دور زدن است و بنابراین، محدودیتی در اداره آن، برای مدیران اینستاگرام و کاربران وجود ندارد.

اما در پیام‌رسان‌های داخلی، به دلیل حاکم بودن شرایط متفاوت، امکان ایجاد آزادی همانند اینستاگرام وجود ندارد و این موضوع، رقابت را برای داخلی‌ها با خارجی‌ها، سخت خواهد کرد؛ بنابراین، یکی از راه‌های باقی‌مانده، ایجاد محتوای جذاب و اندیشیدن به راهکارهای متفاوت، به جهت جذب مخاطبین است. راهکاری که به‌تازگی، رگه‌هایی از آن، در میان برخی تولیدکنندگان محتوا، مشاهده می‌شود.

روبیکا، نمونه موفق جایگزین اینستاگرام

در حدود شش ماه پیش بود که صداوسیما، در تبلیغات خود برای سریال‌ها و برنامه نوروزی، از یک شبکه اجتماعی تازه، با نام روبیکا پرده‌برداری کرد. البته پیش از آن نیز، نام این شبکه کمابیش در میان مردم دست‌به‌دست می‌شد، اما تا آن روز، به‌صورت جدی، نامی از یک اپلیکیشن بومی با محتوای این‌چنینی به چشم نمی‌خورد.

البته نمی‌توان به روبیکا، صرفاً عنوان شبکه پیام‌رسان یا یک شبکه اجتماعی را داد، چرا که اساسا، این اپلیکیشن به بستری برای ارائه خدمات مختلف تبدیل شده است و خدمات پیام‌رسانی، تنها بخشی از امکانات متنوعی است که این برنامه، در اختیار کاربران خود قرار داده است.

امکاناتی نظیر پخش زنده تلویزیونی، امکان پرداخت و جا به چایی پول و موارد دیگری که تلاش شده است با روحیه و سلیقه ایرانی سازگار باشد، از جمله مواردی بود که تهیه‌کنندگان این برنامه، آن را برای جلب رضایت مخاطبان خود تدارک دیده بودند.

حضور جدی دیگر روبیکا، در مسابقات جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه بود. در این دوره، قابلیت‌های این نرم‌افزار، به‌صورت جدی به عرصه بهره‌برداری عمومی رسید و محکی جدی خورد. خیلی سریع و با توجه به تبلیغات صورت گرفته در صداوسیما و رسانه‌های دیگر، آمار کاربران روبیکا، میلیونی شد و اقبال مخاطبان، به سمت این نرم‌افزار، نشان داد که طرح مذکور، با برنامه‌ریزی خوب و صحیحی همراه بوده است.

این نرم‌افزار، با طراحی بخشی مشابه اینستاگرام و ارائه صفحات کاربری به افراد و شخصیت‌های مختلف، تلاش کرد تا حدودی نیازهای کاربرانی که به سمت اینستاگرام رفته بودند را مرتفع کند.

درهرحال، طراحی روبیکا، نشان داد که در داخل کشور، ظرفیت‌ها برای طراحی و ارائه یک نمونه موفق از بستر پیام‌رسان اجتماعی وجود دارد و می‌توان به سطحی قابل‌رقابت با نمونه‌های موفق خارجی دست‌یافت. از سویی، طراحی این نرم‌افزار، ثابت کرد که جلب اعتماد کاربران، با رعایت برخی فاکتورهای خاص، دست‌یافتنی است و نیازی به برنامه‌ریزی خارق‌العاده و صرف بودجه‌های کلان ندارد.

به باور بسیاری از کارشناسان، یکی از مهم‌ترین فعالیت‌هایی که سازندگان این نرم‌افزار، اقدام به انجام دادن آن کردند، هماهنگ‌سازی نیازهای اجتماع و کاربران، با تولیدات بود، موضوعی که در بسیاری از تولیدات دیگر فضای مجازی کشور، نادیده گرفته می‌شوند.

باید بر این نکته نیز تأکید کرد شبکه‌های مثل اینستاگرام، تلگرام یا سایر شبکه‌های اجتماعی، از جانب نهادهای ثروتمند بین‌المللی حمایت می‌شوند و درصورتی‌که تولیدکنندگان داخلی، بخواهند خود را از لحاظ میزان بودجه، با این شبکه‌ها مقایسه کنند، قطعاً محکوم‌به شکست و نابودی خواهند بود.

نکته‌ای که مدیران شبکه‌های اجتماعی بومی، باید به آن توجه کنند، این است که هزینه‌های در اختیار را به بهترین نحو ممکن، بهینه‌سازی کنند و بتوانند با مدیریت درست منابع و امکانات، جای خود را در میان مخاطبان، باز کنند. شاید بتوان عنوان نبرد نامتقارن را به پروژه‌ای که مدیران این شبکه‌های اجتماعی، علیه کشور به راه انداخته‌اند، اطلاق کرد. هزینه‌های گزاف و نامحدود و استفاده از تمام فاکتورهای موجود برای تأثیرگذاری بر جوامع دیگر، توان آن‌ها را به‌شدت افزایش داده و فضا را برای فعالیت مدیران شبکه‌های اجتماعی بومی، محدود کرده است.

از سویی، باید تأکید کرد که کپی‌برداری از یک نمونه خارجی، صرفاً نمی‌تواند دلیلی بر موفق بودن یک طرح داشته باشد و اتفاقاً در برخی موارد، می‌تواند نتیجه عکس هم بدهد. در کشور ما، در موارد متعددی مشاهده‌شده است که ما برای حل چالش و تهدید یک موضوع، تلاش کرده‌ایم با خلق نمونه صرفاً مشابه با آن، صورت‌مسئله را از بین ببریم.

راه‌حل موفق در این زمینه، به اعتقاد کارشناسان، الگوبرداری از نمونه‌های موفق و تلاش برای منطبق سازی آن، با نیازهای داخلی است. ما باید بپذیریم که در داخل کشور، با ۸۰ میلیون سلیقه متفاوت روبرو هستیم و قطعاً، تأمین همه این سلیقه‌ها، غیرممکن خواهد بود، اما نکته دست‌یافتنی، تلاش برای جذب عقیده‌های یکسان و نزدیک و همسو کردن عقیده‌های متفاوت یا مخالف است.

باید پذیرفت که اقدامات سلبی و قهرآمیز، راه‌حل نهایی است و نباید در وهله اول، به آن متوسل شد. این مسئله، هماهنگی هر چه بیشتر نهادهای فرهنگی، امنیتی، انتظامی و قضایی را طلب می‌کند و یادآور می‌شود که اقدامات بدون برنامه و موازی، قطعاً علاوه بر ثمربخش نبودن، هزینه‌ها و سرمایه‌ها را به باد خواهد داد.

در پایان، بر این موضوع تأکید می‌شود که کشور در زمینه فضای مجازی، نیازمند برنامه‌ریزی دقیق و دلسوزانه است و درصورتی‌که در زمان ممکن، اقدام به انجام این کار نکنیم، کنترل هزینه‌های آن در آینده، بسیار سخت و در مواردی، غیرممکن خواهد بود.

 

۴۹