رفتن به محتوای اصلی
سه شنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۷
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

در برابر فناوری‌های بنیادی، نباید انفعالی برخورد کرد

مصاحبه پاپسا با دکتر امینی، مشاور نوآوری و توسعه کسب‌وکار دیجیتال (بخش اول)

در برابر فناوری‌های بنیادی، نباید انفعالی برخورد کرد

فناوری‌های هوشمند، در حال تغییر دادن دنیا هستند و سرعت رشد آن‌ها در برخی از زمینه، غیرقابل‌تصور است. بسیاری از تجهیزات قدیمی، جای خود را به ساختارهای نوین داده‌اند و همین مسئله، جهان را با موضوعات و چالش‌های جدیدی آغاز مواجه کرده است.

انسانی که تا دیروز با تیشه و تبر و سنگ، روزگار خود را می‌گذراند، امروز دست به دامن ابررایانه‌ها و سامانه‌های فوق پیشرفته شده تا بتواند زندگی خود را به پیش ببرد. هوشمند سازی و استفاده از واژه‌های جدیدی نظیر هوش مصنوعی، رایانش ابری و هزاران واژه تازه و جذاب دیگر، ابهامات فراوانی را نیز برای انسان‌ها و بشر امروزی به وجود آورده است که پاسخ ندادن به آن‌ها، بحران‌های فراوانی را در آینده به وجود خواهد آورد.

این بار، به سراغ دکتر امینی، مشاور نوآوری و توسعه کسب‌وکار دیجیتال رفتیم و سؤالات خود را با ایشان، در میان گذاشتیم.

-در دنیای امروز، تعاریف مختلفی از هوشمند سازی وجود دارد و هرکسی، ممکن است ادعا کند تعریفی که ارائه می‌دهد، کامل‌ترین است. این در حالی است که به ادعای برخی کارشناسان، نه‌تنها در ایران، بلکه در هیچ کجای جهان نیز تعریف مشخصی از هوشمند سازی وجود ندارد و هر آن چیزی که تاکنون به‌دست‌آمده است، مصداقی و موردی است. به عقیده شما، این چارچوب و این تعریف، باید به چه صورتی ارائه شود و دنیا باید به چه سمتی در این زمینه حرکت کند؟

در مورد هوشمند سازی در ابتدا باید یک تفکیک بین دو واژه اسمارت و اینتلیجنس قائل شویم. ممکن است در بیان فارسی، هر دوی این موارد به هوشمند تعریف می‌شود، اما در حقیقت، این دو واژه با یکدیگر، یک تفاوت مهم و راهبردی دارند. تفاوت آن‌ها هم در همین است که در اسمارت، جنبه ماشینی و نرم‌افزاری، پررنگ‌تر است اما در اینتلیجنس، موجودات زنده، حضور پررنگ‌تری دارند. به‌عنوان‌مثال، در زمینه شهرهای هوشمند، ما از واژه اسمارت بهره‌برداری می‌کنیم.

اما چنانچه بخواهیم از تفاوت بین این دو واژه عبور کنیم و به تعریف هوشمند سازی برسیم، در ابتدا باید بگوییم که در هوشمند سازی، چند مؤلفه وجود دارد. مؤلفه اول، نرم‌افزارسازی، به معنی تبدیل کردن پدیده‌ها به نرم‌افزار است. مؤلفه دیگر، داده وار سازی، به معنی تبدیل کردن پدیده‌ها به اطلاعات و داده است.

مسئله دیگری که در مورد هوشمند سازی باید به آن اشاره کرد، دیجیتالی سازی است. در این قسمت، ما باید بتوانیم به دارایی‌های خود، یک بعد دیجیتالی بدهیم که این موضوع، در دل خود مبحث خودکار سازی را نیز در برمی‌گیرد. در کنار همه این‌ها نیز، بحث یادگیری وجود دارد. طبیعتاً ما در جایی که از واژه اسمارت استفاده می‌کنیم، این یادگیری جنس ماشینی پیدا می‌کند و در قسمت اینتلیجنس، موضوع یادگیری انسانی به میان می‌آید.

درمجموع این دو مسئله می‌توان گفت که انسان و ماشین، در موضوع هوشمندی، دارای یک نکته مشترک هستند. نکته مشترک انسان و ماشین، این است که هردوی آن‌ها، در عمل، یاد می‌گیرند. دقیقاً همانند یک نوازنده ساز، وقتی در محیط قرار می‌گیرند و از محیط یاد می‌گیرند، هوشمند می‌شوند. در این زمینه، یکی از زیرساخت‌های کلیدی هوشمند سازی، بازخورد گیری یا به‌اصطلاح فیدبک گیری است.

-آیا می‌توان اصطلاح آزمون‌وخطا را در این مورد به کار برد؟

من اصطلاح شکست هوشمندانه را به آن اطلاق می‌کنم. در این زمینه، باید زود شکست خورد و خیلی زود هم با یادگیری، شکست‌های پیش‌آمده را جبران کرد. به‌عنوان‌مثال، شما ربات‌ها را در نظر بگیرید. زمانی که آن‌ها را تولید می‌کنند، یک حافظه اولیه برای آن‌ها قرار می‌دهند و بعد آن‌ها را در محیط قرار می‌گذارند. این روبات، با برخورد با موانع اطراف خود، شروع به تقویت ساختار حافظه‌اش می‌کند و به‌مرورزمان یاد می‌گیرد. در حقیقت، کودکان نیز به همین صورت هستند و تلاش می‌کنند با لمس کردن اجناس و اشیاء اطراف خود، همه‌چیز را یاد بگیرند.

درنهایت، از مجموع حرف‌ها، می‌خواهم این نتیجه را بگیرم که ما در موضوع هوشمند سازی، احتیاج به یک پلتفرم بازخورد دیجیتالی داریم. در مورد انسان، این پلتفرم، مغز و حواس پنج گانه است. در کانونی‌ترین نقطه این پلتفرم و در مرکزی‌ترین بخش آن، دیتا و اطلاعات قرار دارد. پوسته دور این دیتا و اطلاعات، هوش مصنوعی و هوش انسانی قرار دارد. این دو، در تعامل با همدیگر، قدرت یادگیری و هوشمندی ما را افزایش می‌دهند. مرحله بعدی که هسته دور هوش مصنوعی را تشکیل می‌دهد، فرایندهای سازمانی و شهری ما است.

این پوسته، در تعامل با مرحله یادگیری، خود را تقویت می‌کند و اطلاعات را به هسته مرکزی یا همان هسته اطلاعات ارسال می‌کند. این کار سبب می‌شود تا هسته اصلی، روزبه‌روز تقویت شود و اطلاعات بیشتری را در خود جای دهد. این ساختار، در مورد موجودات زنده نیز، صورت یکسانی دارد اما ممکن است کمی در روند، متفاوت‌تر از ساختار ماشینی باشد. متأسفانه در موضوع هوشمند سازی، ما به ساختار و جریان داده‌ها، توجه چندانی نمی‌کنیم و تلاش می‌کنیم ساختار را بسیار فنی نگاه ببینیم. درحالی‌که ساختار، در این حد فنی نیست.

نکته دیگری که دراین‌بین وجود دارد، این است که هرچقدر تجهیزات هوشمندتر بشود، جایگاه انسان ارتقاء پیدا می‌کند. در زمینه انقلاب صنعتی، یکی از ارکان این انقلاب، هوشمند سازی است. در این حالت، همه‌چیز باید هوشمند شود، یعنی تجهیزاتی که مورداستفاده بشر است، حتی کوچک‌ترین المان آن نیز هوشمند شود. در این حالت، باید هرکدام از این اجزاء، بتوانند داده‌ها را دریافت کنند و بعد از پردازش آن، واکنشی را از خود نشان دهند.

یک مسئله دیگر که باید موردتوجه قرارداد، این است که درواقع، سه عبارت اصلی وجود دارند که باید ارتباط و مناسبات آن‌ها با یکدیگر، پیدا شود. اولین آن‌ها، اینترنت اشیاء است. اینترنت اشیاء در حقیقت، زبان چیزها و زبان دارایی‌های فیزیکی است و کاری می‌کند که موجودات با ما حرف بزنند. منظور از این حرف زدن، همان تولید داده و اطلاعات است. لایه دوم، تحلیل داده‌ها است. بعدازاین لایه، لایه یادگیری وجود دارد. کسی نمی‌تواند از اینترنت اشیاء، انتظار هوشمندی داشته باشد. اینترنت اشیاء، در حقیقت همان حواس پنج‌گانه در انسان‌ها محسوب می‌شود. اینترنت اشیاء، موجب حس سازی از اشیاء می‌شود و سبب تولید دیتا و اطلاعات می‌شود. لذا بنده معتقدم که هوشمند سازی در مسئله‌ای مثل شهر هوشمند، یکی از نتایج همگرایی بین اینترنت اشیاء، تحلیل داده‌ها و هوش مصنوعی یا یادگیری است. ممکن است برخی این تصور را داشته باشند که هوشمند سازی، صرفاً به هوش مصنوعی اختصاص دارد بلکه باید گفت که در موضوعاتی نظیر شهر هوشمند، همگرایی بین موارد فوق، اصلی‌ترین عامل دستیابی به هدف است.

-با توجه به تعریفی که شما از موضوع هوشمند سازی ارائه دادید، ما هم‌اکنون در داخل کشور خودمان، در کجای این چارچوب قرار داریم و وضعیت فعلی را چگونه باید بسنجیم؟ آیا می‌توانیم ادعا کنیم که در این زمینه، گام‌های ابتدایی را برداشته‌ایم یا هنوز راه زیادی مانده تا بتوانیم ادعا کنیم که هوشمند شده‌ایم؟

شاید نتوان در این مورد، درصد خاصی را بیان کرد چون باید مسیری طی شده باشد که بتوان در این مورد، درصد گفت اما باید به این نکته اشاره کرد که راه هوشمند سازی، از طریق دیجیتالی سازی می‌گذرد. از دید من کارشناس، دیجیتالی سازی، مقدم بر هوشمند سازی است. اگر جامعه‌ای به بعد دیجیتالی کردن توجه نمی‌کند، نباید انتظار داشته باشد که به هوشمند سازی برسد. دیجیتالی سازی، محرک تولید خیلی از موارد است.

-شما معتقد هستید که ما هنوز در لایه دیجیتالی سازی مانده‌ایم؟

بنده معتقد هستم که ما هنوز کاری را در این زمینه شروع نکرده‌ایم. سطح بلوغ ما در جامعه در لایه خودکار سازی باقی‌مانده است. ممکن است که ما با استفاده از آی تی یا همان فناوری اطلاعات و با خرید یک سری محصولات و امکانات، فرایندهای یک سازمان را خودکار کنیم. طی دهه هفتاد یا هشتاد میلادی، این خودکار سازی با استفاده از قابلیت‌های مکانیکی صورت می‌پذیرفت، اما حالا این کار با استفاده از ویژگی‌های فناوری اطلاعات رخ می‌دهد.

در این زمینه، ما فقط لایه ابزاری را تعویض کرده‌ایم و همچنان در آی تی مانده‌ایم. اگر می‌خواهیم به سمت هوشمند سازی حرکت کنیم، باید از سطح فناوری اطلاعات، به سمت فناوری‌های دیجیتالی حرکت کنیم.

-چه نمونه مصداق خاصی می‌توان برای این موضوع، بیان کرد؟

ما در سطح دیجیتالی سازی، موضوع همگرایی را داریم. در یک نمونه، ما به همگرایی بین رسانه‌های اجتماعی، تحرک پذیری، تحلیل داده‌ها و رایانش ابری پیرامون اینترنت اشیاء نیاز داریم. از سوی دیگر به همگرایی بین فناوری‌های زیستی، فناوری‌های شناختی و فناوری‌های نانو نیاز خواهیم داشت. ما متأسفانه، هنوز تکلیف خودمان را با تحلیل بیگ دیتا مشخص نکرده‌ایم. ما هنوز نمی‌دانیم در قبال رایانش ابری، باید چه‌کاری انجام بدهیم و برای آن، برنامه‌ریزی مدون و مشخصی نداریم. شاید هنوز در کشور نمی‌دانیم که این موضوعات، چگونه با یکدیگر همگرا می‌شوند. عده‌ای در کشور هستند که هنوز به فضای مجازی و سایبری کشور، به دیده تردید نگاه می‌کنند و دقیقاً نمی‌دانند امکاناتی که در این زمینه به وجود آمده‌اند، هنوز به نفع ما هستند یا درنهایت به ضرر ما تمام می‌شوند.

جامعه اگر به این سطح از بلوغ رسیده باشد که این موارد، ابزارهای نوین این عصر هستند و باید از آن‌ها استفاده شود، آن موقع شرایط متفاوت خواهد شد. همه‌چیز، بستگی به طرز نگاه افراد از جامعه و امکانات و شرایط موجود دارد و اینکه باید بدانیم از هر چیزی، به چه صورتی باید استفاده نماییم. ما باید تکلیف خودمان را در برابر فناوری‌های نوینی که پیش روی ما قرار دارد مشخص کنیم و بدانیم که باید چه موضعی در برابر آن‌ها بگیریم.

-ممکن است که بخشی از این موضوعی که شما عنوان کردید، به این دلیل باشد که ما هنوز نمی‌دانیم که داخل این فناوری چه خبر است. شما وقتی که چیزی را نمی‌شناسید، ممکن است که اجازه ورود آن را نیز به داخل زندگی یا محل زندگی خود ندهید. حتی ممکن است به دلیل ناشناخته بودن یک فناوری، آن را دور بیندازید و مقابله نیز بکنید. ممکن است ما یک سری از فناوری‌هایی که قصد ورود به کشور را دارند، نشناسیم و به همین خاطر، در برابر آن‌ها، حالت تدافعی بگیریم. نظر شما در این رابطه چیست؟

به این سؤال، باید این‌گونه پاسخ داد که این مسئله، تنها مسئله ما نیست و کل جهان، با این موضوع مواجه هستند. همه دنیا، نسبت به فناوری‌های نوین، در ابتدا یک عدم شناخت دارند. شما هم‌اکنون فناوری بلاک چین را در نظر بگیرید. زمانی که این فناوری در دنیا مطرح شد، همه نسبت به آن، با حالت تدافعی برخورد کردند و موضوع گرفتند.

ممکن است برخی این توجیه را مطرح کنند که چون ما یک فناوری را نمی‌شناسیم، پس باید جلوی آن را بگیریم. این اصلاً و ابداً توجیه قابل قبولی نیست. در پاسخ به این شبهه باید گفت که یک تیم فناوری و تحقیقاتی، می‌تواند به‌راحتی روی این مسئله کار کند و سؤالات پیرامون آن را برطرف نماید. ما باید به دنبال آن باشیم که یک فناوری را بشناسیم و آن را با راهبرد و نیازهای خودمان تطبیق بدهیم. باید ببینیم که یک فناوری، چه کمکی به هدایت و رهبری کشور و برون‌رفت از مشکلات و چالش‌ها می‌کند و از آن‌ها، در جهت توسعه کشور، استفاده کنیم.

-در اینجا ممکن است دو دیدگاه در کشور وجود داشته باشد. برخی به‌صورت کلی صورت‌مسئله را پاک می‌کنند و می‌گویند باید به‌صورت کلی در برابر آن‌ها ایستاد. از آن‌طرف، عده‌ای معتقدند ما این فناوری را نمی‌شناسیم، ولی ازآنجاکه نمی‌توانیم در برابر فناوری ایستادگی کنیم، پس باید همه را چشم‌بسته به کشور وارد نماییم. کدام‌یک از این دیدگاه را می‌پذیرید؟

هر دو این‌ها، افراط‌وتفریط است و هیچ‌کدام درست نیست. به‌عنوان‌مثال، شما بیگ دیتا را در نظر بگیرید. بیگ دیتا، زیرساخت هوشمند سازی است و نرخ شکست بالایی در پروژه‌های بیگ دیتا وجود دارد. بسیاری از فناوری‌های نوین در جهان به وجود آمده‌اند که در حال متحول کردن دنیا هستند و ما در مقابل با آن‌ها، به‌صورت انفعالی عمل می‌کنیم.

 

ادامه دارد...

 

۴۹