رفتن به محتوای اصلی
پنجشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۷
.

دسته بندی اخبار

دسته بندی عمومی

پشت‌پرده ایران‌هراسی سایبری آمریکایی‌ها

آمریکا از اتهام زنی علیه ایران به دنبال چیست؟

پشت‌پرده ایران‌هراسی سایبری آمریکایی‌ها

اتهام زنی‌های اخیر آمریکا علیه ایران در فضای سایبری، موضوع تازه‌ای نیست و سابقه آن، به چند سال قبل بازمی‌گردد.

یکی از روش‌هایی که آمریکا برای تحت‌فشار قرار دادن ایران در شرایط کنونی برگزیده‌اند، راهکار اتهام زنی و ایران هراسی سایبری است. رسانه‌های آمریکایی، تلاش می‌کنند با بهره‌گیری از اتهام‌پراکنی‌های گسترده، جهان را به این باور برسانند که ایران، یک مهاجم خطرناک سایبری است و درصورتی‌که راهکاری برای مقابله با این کشور در دنیا اتخاذ نشود، زیرساخت‌ کشورهای مختلف جهان، در معرض خطر یک حمله سایبری عظیم و فلج‌کننده خواهد بود.

 

به‌بیان‌دیگر، آمریکا به دنبال ایجاد زیرساختی نظیر شورای امنیت در فضای سایبری است تا بتواند کشورهای مخالف خود را به پای میز محاکمه کشانده و آن‌ها را به دلیل اتهامات موردنظرش، تحت‌فشار قرار دهد. البته مقامات آمریکایی بر این موضوع، تأکید می‌کنند که باید قوانین موردنیاز در شورای مذکور را، به نحوی تنظیم کرد که مانع و دست‌اندازی بر سر راه منافع آمریکا در فضای سایبری نباشند.

 

فارغ از دلایل فنی و اثبات اینکه آیا در واقعیت، ایران قادر به انجام حملات مورد ادعای آمریکا خواهد بود یا خیر، این نوع موضع‌گیری ایالات‌متحده آمریکا در قبال ایران و نحوه پاسخ‌گویی صحیح جمهوری اسلامی به چنین رویکرد خصمانه‌ای، از چند جهت قابل‌بررسی و تحلیل است.

 

در وهله اول باید به بررسی این موضوع پرداخت که بهره‌گیری از چنین راهبردی از جانب کاخ سفید تا چه حد با سیاست‌های قبلی این کشور در مورد ایران، قرابت دارد و چه جنبه‌های تازه‌ای در منش کنونی آمریکا به چشم می‌خورد. در بخش دوم، باید به این سؤال پاسخ داد که چه رویکردی، باید در برابر این کشور اتخاذ شود تا بتوان به‌خوبی، دوران چالش‌برانگیز کنونی را پشت سر گذاشت.

 

شلوغ‌کاری، راهبرد همیشگی آمریکاست!

 

در حقیقت، سیاست ایران‌هراسی سایبری آمریکا، از سال ۹۵ و صدور کیفرخواست علیه هفت شهروند ایرانی تشدید شد، راهبردی که از چند سال قبل و با اتهام‌زنی در موردحمله به بانک‌های آمریکایی در سال ۲۰۱۲، کلید خورده بود. در آن سال، کاخ سفید تلاش کرد به دنیا بفهماند که خطر ایران سایبری، یک خطر جدی است و نیاز به هماهنگی بین‌المللی برای مقابله با این تهدید وجود دارد.

 

بعدازآن، در چندین مرحله، این اقدام از سوی دولتمردان آمریکا تکرار شد و شرکت‌ها و نهادهای مختلف ایرانی از سوی این کشور، در لیست تحریم و پیگیری نهادهای امنیتی و اطلاعاتی قرار گرفتند؛ بنابراین، به‌راحتی می‌توان به این نتیجه رسید که اتخاذ چنین سیاستی از سوی مقامات کاخ سفید، رویکرد تازه‌ای نیست. در چنین مواردی، این کشور، دست به دامن رسانه‌های قدرتمند و پرنفوذ خود می‌شود و با شایعه‌پراکنی و دادن پروبال به ادعاهای بی سند و مدرک، تلاش می‌کند تا برای خود، حاشیه امنی ایجاد کند. در تعاریف آمریکایی، مرزهای دیجیتال، همانند مرزهای فیزیکی برشمرده می‌شوند و تعرض به این مرزها، مساوی با اقدام علیه امنیت ملی این کشور محسوب می‌شود.

 

در راهبرد آمریکا در سال‌های اخیر، یک نکته بارز به چشم می‌خورد و آن، پیروی از سیاست "نام بردن و شرمنده سازی دشمن" یا همان "Name and shame" است. به باور آن‌ها، افشاگری علیه مهاجمین به فضای سایبری آمریکا، سبب می‌شود تا ذهنیت جهانی نسبت به مهاجم عوض شود و همین مسئله، سبب عقب‌نشینی مهاجم از انجام اقدامات آتی علیه آمریکا خواهد شد. به‌عبارت‌دیگر، آن‌ها به دنبال ایجاد نوعی بازدارندگی در مرزهای دیجیتال خود، با پیروی از این سیاست هستند.

 

اما به نظر می‌رسد این بار، یک تفاوت اساسی بین اتهام زنی‌های آمریکا در موقعیت کنونی، با دفعات قبلی وجود دارد. بر اساس گزارش‌های منتشرشده، کاخ سفید این بار هنوز در اصل اتهامات وارده به ایران، دارای تردید است و هیچ سند محکم و مستدلی برای اثبات ادعای خود ندارد. به باور کارشناسان، این کشور تلاش می‌کند در این برهه از زمان، نوعی دست پیش را گرفته و مانع از گسترش فعالیت‌های ایران در آینده شود.

 

آمریکا چه چیزی از فضای سایبری ایران می‌داند؟

 

تحلیل‌گران بر این باورند که رفتار فعلی آمریکا، می‌تواند برگرفته از دو احتمال باشد. در درجه اول، این احتمال وجود دارد که آمریکا اطلاعات دقیقی از فضای سایبری ایران و تلاش دولت برای تقویت زیرساخت‌های دفاعی در فضای سایبری دارد و این موضوع را به‌احتمال حمله سایبری ایران به غرب، مربوط کرده است.

 

در وهله دوم، برخی از کارشناسان بیان می‌کنند که دلیل دیگر این موضوع، می‌تواند ناشی از بی‌اطلاعی آمریکا یا کمبود اطلاعات این کشور از رویکرد ایران در فضای سایبری باشد و مقامات کاخ سفید، از این بی‌اطلاعی، به‌شدت نگران هستند. آن‌ها باور دارند که زیرساخت‌های بی‌شمار آن‌ها در فضای سایبری، حفره‌های امنیتی فراوانی را در اختیار دشمنان قرار می‌دهد و این مسئله، آن‌ها را به تکاپو، برای حل چالش‌های احتمالی، در این زمینه انداخته است.

 

در مقایسه با زیرساخت‌هایی که ایران در فضای سایبری قرار داده است، کشورهایی نظیر آمریکا یا شرکای اروپایی این کشور، تقریباً تمام زیرساخت‌های خود را وارد فضای سایبری کرده‌اند و این موضوع، با توجه به رشد دانش فضای مجازی در بین متخصصین کشورهایی نظیر ایران، می‌تواند میدان بسیار بازی را در اختیار ایران، برای مانور دادن قرار دهد.

 

اقناع افکار عمومی، برای انجام یک حمله احتمالی سایبری پیش‌دستانه به ایران، شاید در دستور کار آمریکایی‌ها!

 

عده‌ای از تحلیل گران، بر این باور هستند که برداشت کلی از سخنان اخیر وزیر امور خارجه آمریکا، تهدید ایران به انجام یک حمله سایبری یا نظامی پیش‌دستانه است. این دست از کارشناسان، معتقدند که ۱۲ شرط ایالات‌متحده آمریکا، تهدیدی جدی برای امنیت ایران محسوب می‌شود و باید برای حل چالش‌های پیش‌رو، برنامه‌ریزی ویژه‌ای داشت.

 

همچنین، بیان می‌کنند که آمریکا، از فضاسازی‌های اخیر، علیه توان سایبری ایران، به دنبال آن هستند تا پاسخ قانع‌کننده‌ای به افکار عمومی جهان، برای حمله سایبری احتمالی به زیرساخت‌های ایرانی بدهند؛ موضوعی که برآورد رخدادهای چند ماه گذشته، آن را به واقعیت نزدیک‌تر می‌کند.

 

آمریکا از چند سال پیش در تلاش است افکار عمومی جهان را به سمتی ببرد که در آن، دلیل هرج‌ومرج و تعدی کشورها به یکدیگر در فضای سایبری، نبود سازمانی قانونی برای ساماندهی اوضاع کنونی است و همه، باید در این زمینه، دست‌به‌دست هم بدهند تا بتوانند در برابر تهاجمات ایستادگی کنند. اقدامات آمریکا در چند روز اخیر، می‌تواند نوعی زمینه‌سازی ایالات‌متحده برای حرکت به این سمت باشد.

 

راهکار جمهوری اسلامی ایران چه باید باشد؟

 

بارها بر این موضوع تأکید شده است که در شرایط کنونی، داشتن راهبرد سایبری واحد و چینش دقیق همه نیروهای توانمند داخلی برای تقویت چتر دفاع سایبری، از ضروریات انکارناپذیر است. تفرق و پراکندگی و نداشتن برنامه و راهبردی در حقیقت برآورده کردن خواست دشمن و همان به بیراهه رفتن است.

 

یکی از آسیب‌های موجود در مدیریت فضای سایبری کشور، متأسفانه چنددستگی و بعضاً موازی کاری‌ها بین نهادهای مختلف است که نه‌تنها سبب هرز رفتن توان داخلی می‌شود، بلکه هزینه گزافی از لحاظ مادی و معنوی به کشور وارد می‌کند. به‌عنوان‌مثال، رخدادهای چند ماه گذشته در زمینه فیلتر کردن شبکه‌های اجتماعی و حرف‌های گهگاه ضدونقیض، سبب شد تا این موضوع، اندکی در اجرا به چالش کشیده شود و آمارهای منتشرشده، از عدم استقبال گروه‌های مختلف مردم از این موضوع خبر بدهد. متأسفانه در چنین شرایطی، بهره‌برداری‌های نابه‌جای سیاسی و کشمکش‌های حزبی، سبب می‌شود دشمن، بیشترین بهره را از این بی‌برنامگی ببرد و به اهداف خود، سریع‌تر و کم‌هزینه‌تر برسد.

 

مخاطب عمومی، نیاز به این دارد که یکپارچگی و اتحاد را در لایه‌های مختلف مسئولین مشاهده نماید تا بتواند با استفاده از این اطمینان قلبی، در راستای اهداف تعیین‌شده نظام، قدم بردارد.فضای سایبری، دنیایی ناشناخته است و همین ناشناختگی، سبب می‌شود تا مدیریت آن، بیش‌ازپیش سخت و دشوار شود. حال درصورتی‌که انسجام لازم، چه در لایه مسئولین و چه در لایه مردم برای قانون سازی و اجرا وجود نداشته باشد، بر دشواری‌های موجود، بیش‌ازپیش افزوده می‌شود.

 

کشور، نیازمند داشتن راهبردی واحد در فضای سایبری است. مدیریت کلان کشور، باید چارچوب‌های مشخصی در زمینه فضای سایبری داشته باشد و همه توانمندی‌های نظام، در راستای رسیدن به اهداف این راهبرد کلی، دسته‌بندی شوند.

 

سیاست‌های ایران اسلامی در سال‌های پس از انقلاب، بر این موضوع تأکید کرده است که ایران، هیچ‌گاه به دنبال تهاجم به کشور یا منطقه خاصی نیست و تمام راهبرد خود را بر سیاست‌های دفاعی تنظیم کرده است؛ اما تغییر رویکردهای جهان و خصوصاً خصمانه‌تر شدن منش نظام سلطه، ضرورت بازبینی در برخی سیاست‌های دفاعی کشور را، بیش‌ازپیش پررنگ می‌کند.

۴۹